عشق من شهادت
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
تاریخ افتتاح:12/11/1390
هدف: انعكاس اطلاعات و اخبار مربوط به ازادگان و گسترش فرهنگ ایثارگری در جامعه
استراتژی: تببین و تبلیغ اصول و آرمانهای انقلاب،امام و رهبری
مواضع سیاسی: مستقل با عشق به ایران و در خط ولایت
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه
دیداری تلخ و شیرین
   روز جمعه و بعد از 26 سال دو نفر از دوستان آزاده هم اردوگاهی را زیارت کردم.آقای رضا جعفریان از کاشان و هوشنگ مصطفوی از کوهرنگِ چهارمحال و بختیاری.این دوستان تقبل زحمت کرده و به خانه باغم در حومه کاشان آمدند و دو ساعتی با هم از خاطرات گذشته و وضعیت حال صحبت کردیم.
از سویی بسیار خوشحال بودم که بعد از گذشت 26 سال دو نفر از دوستانم را می بینم که سالم و سر حال هستند و از سویی با شنیدن برخی بی مهری ها و به دست فراموشی سپردن پیشکسوتان جهاد و شهادت و رها کردن آنها در پیچ و خم کوچه های زندگی در گردابی از غم فرو رفتم.
آقای هوشنگ مصطفوی کتابی را به من هدیه داد که خلاصه خاطراتش بود. نام کتابش از دربندی خان تا تکریت است.وقتی که از هزینه ها و نحوه انتشار پرسیدم،گفت: برای چاپ این کتاب حدود هشت میلیون تومان هزینه کردم و هیچ جایی کمکی به من نکردند و از سه هزار جلد تا کنون با زحمت 1000 جلد آن را توانسته ام بفروش برسانم  که نصف هزینه ای را که کرده ام به دستم آمده است و 500 جلده هم به دوستان هدیه داده ام.1500 جلد هم مانده است. لحظه ای به فکر فرو رفتم که پس این هم وزارتخانه ی فرهنگ و نهادها و سازمانها و مؤسسات فرهنگی در این مملکت چه وظیفه ای در خصوص ترویج فرهنگ ایثار و شهادت دارند!
چگونه برای جشنواره های رقص و حرکات موزون و کتابهای بی محتوا و برخی روزنامه ها و نشریات که جز تفرقه افکنی و نشر اکاذیب و به چالش کشیدن ارزشهای دینی و سنن ملی و بومی کار دیگری انجام نمی دهند، در نظام اسلامی هزینه های میلیاردی می شود، اما به آزاده ای که ثمره و شیره زندگیش را بر روی صفحه کاغذ نگاشته اینگونه بی مهری می شود.رضا جعفریان نیز از برخی آزاده های کاشان برایم گفت که هر کدام به نوعی با مشکلات فراوان معیشتی،روحی و روانی دست و پنجه نرم می کنند و فریادرسی جز خدا ندارند.از آزاده ای برایم گفت که به علت اعلام شهادتش و بعد از چند سال همسرش با مرد دیگری ازدواج کرده بود و بعد از آزادیش به علت شدت علاقه به همسرش دچار مشکلات روحی شد  و بعد از تصادف و مرگ همسر دوم مجددا در کنار همسرش زندگی دوباره ای را آغاز کرد.
یک سؤال جدی دیگری برایم پیش آمد که در آینده نزدیک از مدیریت مؤسسه پیام آزادگان توضیح خواهم خواست و آن اینکه آیا نشر کتب دفاع مقدس و خاطرات اسارت کار فرهنگی نیست و آیا مؤسسه ای که بودجه قابل توجهی برای فعالیت های فرهنگی ازادگان دارد وظیفه ای در کمک به نویسندگان آزاده برای ترویج فرهنگ ایثارگری و ازادگی ندارد!.
به هر حال این دو دوست بعد از دو ساعت دیدار و گفتگو خداحافظی کردند و رفتند،اما من ماندم و کوهی از نگرانی و سؤالها و معماهای بی جواب و آنچه از این ملاقاتها و دیدارها حاصل می شود شیرینی ملاقاتی زودگذر و غمی است طولانی به خاطر انبوه مشکلاتِ بهترین فرزندان ایران زمین.


نویسنده رحمان سلطانی در 07:18 ق.ظ | نظرات()
بخشی از سخنان حجت الاسلام احدی  ریاست محترم مؤسسه پیام آزادگان:
 مؤسسه در نهایت دلسوزی و در نهایت تلاش و جدیت از طریق قانونی هم برای احقاق حق آزادگان. به شکل جدی و دلسوزانه در تلاش بوده و هست و خواهد بود از طرق صحیح و قانونی با حفظ حیثیت آزادگان. در بحث تبصره ماده 13 بیشترین جلسات را با مسئولین دولتی، با بنیاد شهید، با معاون رئیس‌جمهور وقت آن زمان از طریق حاج‌آقای ابوترابی داشته‌ایم و باز هم برای ادامه آن هم تلاش می‌كنیم. در بحث مجموعه خودکفایی به صراحت تمام عرض می‌کنم که هیچ کسی، هیچ مجموعه‌ای به اندازة مؤسسه در اتخاذ روند صحیح مجموعه خودکفایی اقدام نکرده. همه دوستان می‌دانند برگة سهام خودکفایی فقط توسط دفاتر مؤسسه و یا رابطین و یا همین هیئت‌هایی که شما خودتان بودید انجام شده. هیچ کسی به اندازة ما (مؤسسه) در تصحیح روند کاری خودکفایی اقدام نکرده منتهی ما راه را درست رفتیم ما نرفتیم جاده کرج را ببنیدیم ولی نشستیم با آن‌ها صحبت کردیم
«من می‌گویم امروز یک آزاده‌ای حیثیت آزادگی خود را زیر پا بگذارد برود جلوی پاستور، حرام است، حرام است، حرام، هر جا می‌خواهید این را بنویسید، امروز برای طلب مرخصی و غیره و غیره جمع شدن جلوی پاستور به روح ابوترابی خیانت است»
**************************************************
نقدی دلسوزانه و نصیحتی دوستانه به حاج آقا احدی-رحمان سلطانی
با نهایت احترامی برای شما به عنوان یک روحانی آزاده قائل هستم،لازم می دانم از باب خیرخواهی چند نکته بعنوان دلسوزی متذکر شوم به امید آنکه«فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین»نافع واقع شود.
اینکه فرمودید در خصوص ماده 13 و شرکت خودکفایی هیچ کسی به اندازه حضرتعالی و مجموعه تحت مدیریت شما تلاش نکرده است،در حد یک ادعای اثبات نشده است زیرا شما اشراف کامل به سایر تلاش ها و زحمات طاقت فرسای مجموعه ها و افراد دیگر که یک هزارم امکانات مؤسسه پیام را نیز در اختیار ندارند،نداشته و زحمات آنان را نادیده گرفته اید که جای تامل دارد.
در خصوص احقاق حق آزادگان،برخی افراد و گروههای خودجوش زحماتی کشیدند که نه بودجه و امکاناتی در اختیار داشتند و نه از پشتوانه حمایتی افراد خاص برخوردتر بودند و نه چشمداشتی برای این تلاش ها داشتند.
البته شکی نیست که شما و مؤسسه پیام نیز زحمت کشیدید و تلاش کردید،اما اگر به حجم وسیع امکانات مالی و پشتوانه های فراوان و نیروی انسانی به خدمت گرفته بنگریم،بی غرض می توان گفت که تلاش و کارهای و پیگیری های شما قاعدتا باید فراتر از اقدامات صورت گرفته باید انجام می شد و کافی نبوده است و با توجه به همین حقیقت استکه اکثر آزادگان از عملکرد ضعیف مؤسسه در پیگیری مطالبات آزادگان خشنود نبوده و رضایتمندی لازم ندارند.
اما در باره مطلبی که فرمودید تجمع در مقابل پاستور حرام است و سه بار تاکید کردید که حرام است حرام است حرام است:
بنده نیز مانند شما با هر گونه تجمعی مخالف بوده و هستم، ولی حداکثر می توانم بگویم
از نظر بنده تجمع اشتباه است و به مصلحت آزادگان نبوده و راههای بهتر و مؤثرتری از تجمع برای پیگیری و احقاق حقوق و مطالبات آزادگان وجود دارد.
حضرتعالی از این نکته اساسی غافل شده اید که صدور حکم حرمت و یا حلیت آن هم با این صراحت و قاطعیت تنها در حیطه صلاحیت مراجع عظام می باشد و امثال بنده و حضرتعالی که چند سالی را به تلمذ دروس اصول و فقه اشتغال داشته ایم دارای چنین صلاحیتی نیستیم.
شما با تاکید بر حرمت چنین مسئله ای در واقع وارد حریمی بزرگ با عنوان صدور فتوا شده اید که بدعتی خطرناک است که به مراتب قبح آن از تجمع چند نفر در مقابل پاستور و غیره فراتر است.
 
صدور فتوای حرمت اگر به صورت ناصواب و بدون صلاحیت های لازم صورت گیرد ،چونکه انتساب
امری غیر واقعی به شارع مقدس است ،می تواند نوعی دروغ بستن به خداوند تبارک و تعالی محسوب شود و با زبان روزه ارتکاب چنین عملی بر اساس فتوای همه مراجع عظام سبب ابطال روزه،وجوب کفاره و خروج از عدالت می شود.
بنابراین حاج آقای محترم اگر به این نکته اساسی دقت نداشته و غفلت کرده اید،لازم است اصلاح فرموده و برای جبران آن به درگاه ربوبی انابه فرمایید.

اما این جمله ی حضرتعالی«حرام عرفی» نیز باعث تعجب حقیر شد،چند سالی که بنده و دوستان در محضر اساتید مختلف شاگردی کرده ایم چنین اصطلاحی را نشنیده و اصطلاحی بدیع و ساختگی به نظر می رساند.

حکم حرمت یک امر شرعی است و عرف را دخل و تصرفی در آن نیست و در اختیار شارع مقدس است،حالا حضرتعالی این اصطلاح جدید را از کجا آورده اید نمی دانم و نمی دانم چه اصراری بر افزودن ادبیات جدید در حوزه مسائل و مباحث فقهی که صلاحیتی در ان نداشته را دارید؟

در خصوص عرف حداکثر چیزی که وجود دارد،این استکه در صدور احکام فقهی توسط مراجع برخی موارد استناد به عرف می شود واین به معنای حرمت عرفی و یا حلیت عرفی نیست.بلکه صدور حکم شرعی به استناد عقل،نقل و عرف است.

در پایان متذکر می شوم ریشه برخی انحرافات عقیدتی وارد شدن افراد غیر متخصص در حوزه صدور احکام و باب افتاء است که گاهی ناخواسته و ندانسته انسان را فرسخها دور از آموزه های اصیل دینی قرار می دهد و در پاره ای موارد در مقابل آن.
مشفقانه و دوستانه به حضرتعالی تذکر می دهم اشتباهات فاحش صورت گرفته در این گفتار را اصلاح فرمایید و یا جوابی متقن و متین ارائه فرمایید.






نویسنده رحمان سلطانی در 10:32 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات